خانه / فرهنگی / قلم همنورد / فراز و نشیب های تیلار

فراز و نشیب های تیلار

(تحلیلی اجمالی بر عملکرد گروه از ابتدای تاسیس تاکنون)

در یک روز زیبای بهاری سال ۱۳۷۷ ، در دامنه­ی کوهی سرسبز به نام ” کراسر” در جنوب گیلان ، عده ای با دلی به بزرگی دشت­های پر از شقایق تالش ، اسم کوهی زیبا در آن منطقه به نام ” تیلار”  را برای گروه کوچک خود در آن زمان برگزیدند که امروز پس از چهارده سال به واقع یکی از فعال ترین و تاثیرگذارترین گروه­های کوهنوردی در سطح شهر و استان است .

زنان و مردانی که در ابتدا تصمیم گرفتند این گروه را  تاسیس کنند ، برآن بودند تا به اجتماعی ترین ورزش ممکن یعنی کوهنوردی بپردازند و تا حد امکان در رشد و اشاعه آن بکوشند. آنان کوهنوردی را نه فقط به مثابه­ی یک ورزش و بالا و پایین رفتن از کوه ، که قسمت مهمی از زندگی می دانستند و پرداختن به آن را تمرینی اساسی برای گذران زندگی و عبور از مشکلات آن فرض می نمودند. البته طبیعی بود که ما تیلاری­ها هم به مانند همه­ی گروه­ها و تشکلات زنده و بالنده ، در پروسه­ی حرکت خود در کنار موفقیتهای مان ، دچار اشتباهاتی نیز شده ایم و اساسن پرداختن به همان لغزشها و دوری جستن از آنها بود که امروزه گروه تیلار را در راه تکامل خود به عنوان یکی از پر مخاطب ترین گروه­های کوهنوردی درآورده است .

از همان ابتدای تاسیس ، بعضی از مقوله های مهم حرکتهای اجتماعی پیشرو برای هیات موسس ، از اهمیت خاصی برخوردار بود. تدوین پیش نویس اساسنامه ، برگزاری به موقع مجمع و انتخاب هیات مسوولین ، بازرسان و تدوین نهایی اساسنامه و حتی آیین نامه داخلی گروه ازجمله ی آن کارها بود که در ماههای اول بعد از راه اندازی  گروه اتفاق افتاد .

یکی از مسایل با ارزش گروه که از ابتدای فعالیت تاکنون همواره روی آن تاکید ویژه می شود ، تدوین و بررسی همه مسایل و برنامه ها بصورت شورایی است و لزوم قائم به فرد نبودن تصمیمات متخذه از جانب گروه . یعنی هیچ گاه نه دبیر و نه هیچ یک از اعضای هیات مسوولین ، نتوانستند و نخواستند که خود سرانه در خصوص یک موضوع ، تصمیم گیری نمایند . اهمیت این مسئله به گونه ای است که یک ماده در اساسنامه گروه را به خود اختصاص داده است . (ماده ۳۶) .!

گروه برای اینکه بتواند به همه اهداف تعریف شده اش در اساسنامه نایل آید ، شکل اجرای برنامه های کوهنوردی خود را به سه شیوه تعریف نمود . یعنی با این کار، هم توانسته باشد به رشد و اشاعه کوهنوردی در بین اقشار مختلف با تفاوت سنی بالا بپردازد و هم به اشتیاق و میل به پیشرفت جوانان علاقه مند ، پاسخ مثبتی دهد . این بود که از همان ابتدای فعالیت اصلی گروه ، با تدوین و بررسی برنامه های مختلف ، کوهها و ارتفاعات گوناگون ، شاهد حضور کوهنوردان تیلار شد .

مهر ماه سال ۱۳۷۷ به واقع یکی از خبرسازترین و تلخ ترین ماه­های کوهنوردی در استان بود . گروه ما در صعود پاییز آن سال به قله درفک ، چهار نفر از تاثیرگذارترین و عزیزترین اعضای خود را براثر عارضه سرما زدگی از دست داد ! و فقدان آنان ، ضایعه ای جبران ناپذیر برای گروه تا به امروز بوده است . بهروز ، کبری ، فرخنده و هادی  اگر چه جسم و تن شان در آن شب توفانی و تلخ خاموش گشت ، اما افکار و اندیشه هایشان ، شیوه ی زندگی و حرکت شان سر مشقی شد برای بقیه اعضا و همنوردان گروه ما و حتی دیگر گروه­ها . این موضوع را به واقع می توان در صعود های یادبودی که هر سال از آن زمان تاکنون برگزار گردیده است ، به راحتی حس نمود. حضور داوطلبانه چند صد نفره کوهنوردان در سالهای اول بعد از حادثه از اقصی نقاط کشور ، مهر تاییدی بود بر فرا گروهی بودن تاثیر آنان بر دیگر کوهنوردان و گروه­ها . به راستی از یاد رفتنی نیست صحبتهای زنده یاد “قدیر یزدانی” کوهنورد بزرگ جهانی ،  برفراز قله درفک در باره آن عزیزان و حفظ آرما نهای آنان .

آری ، آری  زندگی زیباست

زندگی آتشگهی دیرنده پابرجاست  .  .  . ­

و با این سرود بود که یاس و دل­مردگی براثر فقدان آنان ، دوباره گرمایی خاص به تن و جان مان بخشید و حرکت آغاز کردیم و با کوشش بسیار ،  محکم و استوار به راهی که انتخاب نموده بودیم ، ادامه دادیم . و البته در این میان با بحث و بررسی موشکافانه در چندین جلسه و یک مجمع فوق العاده ، از حادثه فوق درس­ها  گرفته و بر نقاط ضعف و قوت آن تاکیدی ویژه نمودیم .

آری ؛ گروه بر طبق اساسنامه تنظیمی به راه خود ادامه داد و به اجرای برنامه های گوناگون در سطوح مختلف پرداخت . از انجام صعودهای عمومی در مناطق بکر و زیبای کوهپایه ای با شرکت زیاد جوانان و خانواده ها گرفته تا صعودهای چند روزه در مناطق مختلف کوهستان ، چه قله های بلند بالای ۴۰۰۰ متر و چه عبور از گردنه های مرتفع و تاریخی .

برنامه هایی که هر کدام از آنها ، با مجموعه ای از خاطرات ریز ودرشت در ذهن شرکت کنندگانش نقش بسته است .

اعضای گروه در طول همه سال­های گذشته سعی کردند با تلاش فراوان برنامه های کوه را در کیفیتی مطلوب نگاه داشته و به جرات می توان گفت در همه این دوران عناصری از گروه علاوه بر فعالیت در داخل ، با حفظ پرنسیپ و ایده آلها به کار در نهادهای دیگری از جمله هیات کوهنوردی ، جامعه کوهنوردی و کانون کوهنوردان استان گیلان پرداختند و این یعنی توانایی بالای گروه درهر دو عرصه نظری و عملی در مجموعه کوهنوردی استان .

تدوین و اجرای برنامه های فرهنگی در میان صعودها ، از همان ابتدای تاسیس گروه تاکنون از اهمیت خاصی برخوردار است ودر این میان نقش کمیته روابط عمومی با توجه به اینکه در اساسنامه بیشترین مواد و شرح وظایف به نسبت دیگر کمیته ها به آن اختصاص داده شده ، در کمیت و کیفیت برنامه ها بسیار تعیین کننده و حائز اهمیت است . اجرای برنامه های گوناگون تفریحی از قبیل بازی و سرگرمی در میان صعودها بخصوص عمومی ، انجام نمایش نامه در چند برنامه ، شعر خوانی های گوناگون و متفاوت ، نگارش و تدوین مقالات مختلف در مورد بزرگان ادبی و اجتماعی ، برگزاری چندین نمایشگاه عکس در کوهستان ، گردآوری و انتشار بولتن ها و نشریاتی در خصوص بازیهای کودکان و ترانه های مختلف کوهستان ، همچنین نشر گاهنامه ای به نام “ایلجار” در سالهای گذشته  و “بهاریه” در سالهای اخیر و فعالیت خوب و موثر سایت کوهنوردی گروه به عنوان یکی از سایتهای مرجع در این خصوص در استان ، مجموعن به قولی ،  کمیته ای ترین  کمیته گروه را در شمار فعالترین مجموعه داخل گروه در آورده است . تا جایی که سخنی به گزاف نیست اگر گفته باشیم ، تیلار به اجرای برنامه های فرهنگی در میان گروه­های کوهنوردی معروف است !  به نظر می رسد با توجه به توانایی های موجود در بدنه اصلی گروه ، می توان با کمک هم و کار وکوشش گروهی در این زمینه از این که هستیم ، بهتر هم باشیم .

در تمام سالهای عمر گروه ، کمیته فنی (کوهنوردی)  نیز به مثابه­ی  قلب تپنده گروه ، همواره جزو مطرح ترین ها در استان بود. در تمام تیم های منتخب استان در اغلب سالها ، اعضا و یا همنوردانی از گروه حضوری فعال داشتند . تدوین و نگارش همه   پیش­نویسهای تقویم ورزشی و در نهایت نظارت مستقیم و موثر در تدوین اصلی برنامه ها ، اجرای شناسایی های متعدد از    صعود های عمومی گرفته تا برنامه های بالای ۴۰۰۰ متر و چند روزه برای انجام بهتر آنها که حقیقتن از این منظر در زمره ی بهترینها در منطقه هستیم . اجرای چندین کلاس نقشه خوانی و کار بر روی برف و یخ و همچنین کلاسهای رسمی و غیر رسمی سنگ نوردی و کوه پیمایی در طول سالهای مختلف ، ارایه اطلاعات گوناگون در خصوص مسایل مختلف کوهنوردی از قبیل تغذیه ، کوله چینی ، نصب چادر و شناساندن مناطق مختلف  در برنامه ها به صورت بروشور و غیره  از جمله کارهایی است که کمیته فوق در انجام آن تلاش فراوان نمود. با همه امتیازاتی که برای کمیته فنی قایلیم ، اما گروه و یا به روایتی کمیته فنی    می توانست در مقوله ی سنگنوردی از لحاظ تعداد سنگنوردان و کار مستمر در این ارتباط در گروه و همچنین اجرای صعود در مناطق وسیعی از رشته کوه­های زاگرس بعنوان یکی از دو رشته کوه عمده کشور ، بهتر عمل نماید . گروه ما متاسفانه علی رغم فعالیت ۱۴ ساله خود هنوز فاقد یک مربی در رشته های سنگ ، برف و یخ و همچنین غار است و ما از این لحاظ دچار یک چالش هستیم که امیدواریم در آینده با حضور جوانان مستعد و پیگیر در این عرصه نیز موفق ظاهر شویم .

کمیته آموزش امداد و نجات گروه هم تا جایی که ممکن بود و زمان و امکانات مالی اجازه می داد ، در آموزش و فراگیری این مقوله در بدنه اصلی تلاش نمود . ارایه بروشور و مقاله های مختلف در برنامه ها و تمرین امداد در میان برخی از صعودها ، تجهیز وسایل امدادی و گذراندن کلاس­های متعدد توسط تعدادی از اعضا و همنوردان ما در طول سال­ها ، تنها گوشه ای از تلاش این کمیته است برای تحقق وظایف و اهدافی که اساسنامه گروه برای آن تدوین نموده بود .  نمی توان از این موضوع به سادگی گذشت که در اغلب سالهای طی شده ، مسوولیت مستقیم این کمیته بر عهده ی خانم­های عضو بوده ، اگر چه نوع جنسیت در پذیرش مسئولیت در گروه ما معنای خاصی ندارد، اما حقیقتن آنان در این راستا زحمات زیادی را متقبل شدند. تمرین انجام امداد در ارتفاع بالا و در شرایط آب و هوای مختلف  ،  سرعت عمل در مسایل امدادی  و قبول این مسئله که هر کوهنورد باید مسایل مربوط به امداد را فراگیرد و خود یک امداد گر باشد تا درصد بروز حادثه در برنامه های کوهنوردی به حداقل ممکن برسد از موضوعات مهمی است که باید مد نظر کمیته فوق ، اعضا و همنوردان عزیز ما قرار گیرد .

تیلار در شمار معدود گروه­هایی هست که تدارکات غذایی و حتی شب مانی آن با آن ترکیب بالای شرکت کنندگان در صعودها ، به صورت گروهی انجام می گرفت و این موضوع موجب می شد که کمیته تدارکات و مالی گروه در شمار پرکارترین کمیته ها درآید ! تصور کنید که تهیه همه ی اقلام غذایی مربوط به یک برنامه ۲ یا ۳ روزه برای جمعی بالغ بر ۳۰ نفر و حتی بیشتر، چه حجمی از کار را می طلبد . فارغ از حس نوع دوستی و همدلی و لذتی که در فلسفه ی اجتماعی این کار نهفته است ، چنانچه این مقوله با یک تقسیم کار خوب و مدیریت پیگیر از طرف مسوول کمیته و حس همکاری از طرف اعضا همرا نباشد ، تمام شیرینی و نکات مثبت انجام آن ، زایل گشته و تبدیل به یک کار پر درد سر و وقت گیر می شود . شاید یکی از دلایلی که موجب تغییر شیوه عملکرد گروه در این خصوص پس از ۱۰ سال شد ، همین مورد باشد . البته هنوز انجام تدارکات غذایی در برنامه های بیش از یک روز بر عهده کمیته فعال تدارکات و مالی است . جا دارد در اینجا از دو شخصیت محبوب و بسیار عزیز گروه یادی کنیم که در سال­های قبل زحمات زیادی در این کمیته و همچنین در مقام دبیری گروه کشیدند : زنده یادان “حمید پور اسماعیل و ” علی یزدان پرست”  که یاد و خاطره شان تا زمان حیات تیلار با آن پیوند خورده است .

مطمئنن هنوز هم کمیته تدارکات و مالی گروه برای انجام بهتر کارهای خود نیاز به همکاری بیشتر اعضا درهردو مقوله تدارکات و مالی دارد .

پر واضح است که تیلار از نظر برگزاری جلسات و ارتباط در زمینه های مختلف با گروه­ها و تشکل­های مرتبط ، از فعالترین گروههاست و در این میان نقش دبیر گروه بعنوان اصلی ترین عامل هماهنگ کننده براساس اساسنامه ، برجسته و متمایز است . وقتی به مقوله دبیری گروه در طول این سال­ها می اندیشیم ، ناخودآگاه به یاد تعداد جلسات زیاد با زمان­های طولانی می افتیم . بررسی­ها و چانه­زنی­های مختلف در میان جلسات و هماهنگی سخت بین اعضای هیات مسوولین در برگزاری آنان . حضور در نشست های متعدد برون گروهی و نظارت و هماهنگی بر کار کمیته ها ی مختلف از دغدغه های همیشگی دبیران گروه در طول حیاتش بود .

و در نهایت آن­کسی که همه اتفاقات ریز و درشت گروه را باید با اساسنامه تطبیق دهد و از هرگونه ابراز سلیقه شخصی در اختلافات احتمالی در گروه بپرهیزد ، بازرس است و این وظیفه مهمی است که تاکنون بازرسان گروه ، در انجام آن نسبتن موفق عمل کرده اند .

دوستان عزیز، بدون تردید برای بررسی هر پدیده و جریانی ، می بایست به هر دو ویژه گی مثبت و منفی آن پدیده پرداخت و  امیدوارم در این نگاه اجمالی به تاریخچه فعالیت گروه و ارکان اصلی آن ، توانسته باشم به گونه ای منصفانه ، تیلار عزیز را مورد بررسی قرار داده و با کسب تجربیاتی گرانبها از نقاط ضعف و قوت آن ،  با گامهایی استوار همچنان به پیش رویم .

با آرزوی سلامتی و شادکامی برای همه همنوردان عزیز

مسعود سلیم پور

همچنین ببینید

جغرافیای ناهمواری‌های گیلان

با سلام و درودهای فراوان ! همانگونه که از اسم این مقاله بر می آید …

۳ دیدگاه

  1. مسعود سلیم پور

    پیرامون سوالاتی درباره ی « فراز و نشیب های تیلار »

    با سلام خدمت دوست و همنورد عزیزم آقای حسین صالحی ، همنوردی که به نظرم افتخار چند بار باهم بودن درکوه را از جمله دردماوند وتوچال در سالهای گذشته داشتم . چیز خیلی مهمی که امروزه ورزش کوهنوردی با توجه به رشد روزافزون خود ، تا حد زیادی از آن محروم است و رنج می برد ، فضای نقد و بررسی موشکافانه و موثر است . البته این مورد زیاد غیر عادی نیست و با تاثیرگرفتن از فضای حاکم در جامعه به گذران خود مشغول است . به قول یکی از دوستان در دیاری مانند اینجا با جمعیت بالغ بر ۷۵ میلیون نفر، وقتی تیراژ یک کتاب – به عنوان یکی از نمادهای اصلی و بارز رشد فکری و تحلیلی جامعه – تنها به ۱۰۰۰ نسخه می رسد ، دیگر “تو خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل ” . حال با این مقدمه من به عنوان فردی که موضوع “فراز و نشیب های تیلار” را نوشتم ، با استقبال از نوشته و نقد آقای صالحی ، معتقدم این گونه نقدها و بررسی نوشته های دیگران ، گام مهمی در رسیدن به یک فضا و موقعیت موثر و مفید در عرصه ورزش محبوب کوهنوردی است و حکایت از یک جدیت و هدفمندی در این مقوله را به ذهن متبادر می کند .
    با این وصف از آنجایی که ایشان سئوالات مشخصی از نویسنده مقاله ” فراز . . . ” مطرح کرده اند ، من بر خود واجب دیدم تا به آنها پاسخ دهم تا ذهن خواننده گان مقاله و همچنین نوشته دوست عزیزم آقای صالحی در این خصوص ، با فضای کلی موضوع ” فراز و . . . ” روشن تر گردد.
    پر واضح است که نوشته “فراز و . . . ” محصول نگاه شخصی نگارنده آن است و چه بسا بسیاری از مشخصات تعریف شده در آن ، مورد قبول اعضا و دست اندرکاران دیگر گروه نباشد و آنان نظراتی متفاوت با آنچه در این نوشته بیان شده ،‌داشته باشند :
    ۱- آقای صالحی در سطر ۱۳ از نقد خود ، ظاهرن از قول نویسنده مقاله ، تیلار را”به عنوان یکی بزرگترین گروه ها ” نام می برند. در حالی که من در خط سوم نوشته متن خود از واژه ” یکی ازفعالترین و تاثیرگذارترین” استفاده نمودم واز آنجایی که هر لغت و کلمه دامنه و بار معنایی خاصی بدنبال دارد به نظرم اختلاف دو کلمه “فعالترین و تاثیرگذارترین ” با کلمه “بزرگترین” به مثابه اختلاف کیفیت ” شیرینی شکر مازندران با شکر هندوستان” است . مضاف بر آن من این تاثیر گذاری را با توجه به رشد علمی کوهنوردی در سطح شهر واستان گیلان فرض نمودم .
    طبیعتن این رشد و تاثیر گذاری منبعث از نحوه کوه نوردی ما که همانا ارجحیت منافع جمعی در یک حرکت گروهی بر فردیت و فارغ از نگاه جنسیتی به این ورزش بود ، نهفته است . من تعبیر “نه عامیانه” بلکه “تخصصی” تان را خوب متوجه نشدم . اما به نظرم راه رشد و پیشرفت در این ورزش حتی در فنی ترین ابعاد خود ، ابتدا از یک پیاده روی ساده در کوهستان آغاز می گردد و در این میان ، ماهم به مانند بعضی از گروه های این استان با تفکیک برنامه های خود از کوه پیمایی ساده در برنامه های عمومی با شرکت زیاد کوهنوردان و خانواده ها تا کوهنوردی بر بلندای دماوند کوه و غیره در حد توان خود در رشد این ورزش در منطقه تاثیر گذار بودیم . در سه شیوه تعریف شده ما برای اجرای برنامه کوه ، برنامه های عمومی ، تخصصی یکروزه ی داخل استان و چند روزه که اغلب در خارج ازاستان و قله های مرتفع است . از یاد بردنی نیست صعودهای بیش از ۳۵۰ تا ۴۰۰ نفره کوه پیمایی که توسط تعدادی از گروههای کوهنوردی با تلاش و کوشش فراوان دست اندر کارانش با نظم و انضباط مثال زدنی اجرا می گردد. وما هم به نوبه خود در این موفقیتهای به ظاهر “عامیانه” بی تاثیر نبودیم وازمیان همان افراد ساده ی کوه پیما ، امروزه کوهنوردی گیلان مدرسان ، مربیان و کوهنوردان بزرگی را به جامعه ورزشی معرفی نموده است . امروزه از هر گوشه و کنار شهرهای ریز و درشت استان ، گروه ها و افراد زیادی در روزهای تعطیل و غیره با تقویم ورزشی مشخص به کوهنوردی مشغولند. اجتماعی بودن ورزش کوهنوردی در حرکت موزون و گروهی آن نهفته است . ورزشی که درآن رقابت معنا ندارد و همه با کمک هم به بلندای قله و نهایت موفقیت می رسند . ما در ورزش کوهنوردی فارغ از صعود وفرود، دوستی و همبستگی انسانی را تمرین می نماییم و از آن برای زندگی روزمره ی خود درس ها می گیریم . همانگونه که می دانیم ، رشد در کوهنوردی مرحله به مرحله انجام می گیرد و در این بین بزرگان کوهنوردی جهان نیز به ناچار از همین قانون پیروی نموده اند . افرادی به مانند “مسنر” و “کوکوچکای” فقید ، قبل از ورود به بام کره ی زمین هیمالیا ، تمام اروپا را با دست و پاهای خود لمس نموده بودند و این جمله ی معروف و آموزشی مسنر فراموش شدنی نیست که ” هیمالیا از جایی آغاز می گردد که آلپ به پایان رسیده باشد” ! به هر صورت جناب صالحی من از استانی صحبت می کنم که کوهنوردی در آن ، چه بخواهیم و چه نخواهیم ، هنوز در مرحله نوجوانی خود قرار دارد . سابقه صعودهای فنی و سیستماتیک به کوه رفتن در اینجا شاید به زور به عدد ۲۰ سال برسد . فاصله بین سطوح کمی و کیفی کوهنوردی در استان ما گیلان شاید از هر جای دیگر این کشور بیشتر باشد ، که آنهم دلایل متعددی داشته که بررسی آن از حوصله این مقال خارج است .
    ۲- جناب صالحی ، مبحث اشتباه و خطا در ورزش کوهنوردی با توجه به ذات این ورزش و خارج بودن آن از مدل متداول تعریف شده در سایر ورزشها ، گاهی اوقات غیر قابل پیش بینی است . چرا که اگر غیر ازاین بود ، امروزه “اورازها ” اسفندیاری ها ” و “کوکوچکاها” همچنان به کوهنوردی مشغول بودند . اما این به معنای نادیده گرفتن اصول و معیارهای تعریف شده برای اجتناب از خطر و حادثه نیست . در نتیجه ما نیز مانند بسیاری از گروه ها و کوهنوردان همانگونه که در متن “فراز و . . . ” ذکر کردم ، دچار اشتباهاتی شدیم و شاید در آینده نیز گریزی از آنان نباشد . ما بدلیل همان تفاوت سطوح کمی وکیفی این ورزش در استان و همچنین کمبود وسایل و تجهیزات به عنوان یکی از سه ارکان مهم و حیاتی ورزش که در منشور جهانی ما “تیرول” ذکر شده یعنی “امکانات” دچار حوادثی در گروه خود شدیم وبی شک نه تنها گروه ما بلکه کوهنوردی در استانمان از حوادث پیش آمده ، با بررسی موشکافانه و دقیق ، درسهای زیادی گرفت.
    ۳- همانگونه که تاریخچه ورزش کوهنوردی در ایران و جهان برایمان بازگو می کند ، کوهنوردی و اخلاق ،منش و سیرت زندگی ارتباط عمیق و محکمی با هم دارند و در این میان کوهنوردان حساسترین موجودات به کیفیت زندگی همنوعان خود و همچنین سایر موجودات هستند . برطبق آن چیزی که بر تابلوی یادبود چکاد درفک قید گردیده ، بهروز ، کبری ، هادی و فرخنده معلمین ایثار و تلاش بودند . صعودهای چند صد نفره ی سالهای اول یادبود هم در گرو اشتهار آنان به صداقت و پاکی بود و هم به خاطر تلاش و کوشش زیاد برگزار کنندگان یادبودها بود که به نظرم شق دوم این مقوله درمجموع کم رنگ تر شده است .
    ۴- در خصوص مسئله تدارکات غذایی جمعی و تغییر شیوه آن در گروه پس از ۱۰ سال ، علتش به طور واضع در خود نوشته “فراز و . . . ” بیان شده است و اینکه با تغییر آن به چه دستاوردی رسیدیم ؟ به نظر من نه تنها به هیچ دستاورد مهمی در این خصوص نرسیدیم بلکه بخشی از مودت ها و دوستی هایمان که در اجرای غذا و تدارکات جمعی نهفته بود را ازدست دادیم .
    به هرصورت ، جناب آقای صالحی من امیدوارم که توانسته باشم به قسمتی از پرسشهای مطرح شده در نقدتان بر نوشته “فراز و . . . ” را پاسخ داده باشم و با آرزوی دیدارتان در یک صعود که بیشتر بتوانیم در خصوص مسایل مختلف کوهنوردی صبحت نماییم . امیدوارم سایت گروه را همچنان با نقدها و نظرات خود پربار نمایید .

    با آرزوی سلامتی و شادکامی – مسعود سلیم پور

  2. … درباغ بزرگ زمین درخت تناوری دیدم!
    شاخه هایش هزار نفر- وبرگهایش میلیونها –
    تنومند چون نام دریا ،وریشه اش به قدر دنیا.
    آرام- با ابهت- و سربه زیر…!

    با سلام واحترام در خصوص مطلب« تحلیلی اجمالی برعملکرد گروه از ابتدای تاسیس تا کنون یا فرازونشیب های تیلار» . – آنچه که از مطالب این متن(تحلیل اجمالی…)برداشت کرده ام و در پی آن آنگونه که فکرمی کنم در صدد نگارش این متن بر آمدم . …از چند سطر آخر نوشتارشروع می کنم – … بدون تردید برای بررسی هر پدیده وجریانی ،می بایست به هر دو ویژگی مثبت ومنفی آن پدیده پرداخت- … . پرداختن به موضوعات مختلف علاوه برتخصص درآن زمینه به خودی خود کافی نیست، اما برای ابرازنظر… بد نیست. دیگراینکه پس ازبررسی وتحلیل از طرف مسئولین خبره یا هیئت مدیره آن رشته درجهت ارتقاء عملی وضرورت بایدآن موضوع همواره مد نظر اعضا بوده تا کاستی ها بر طرف شود. یاد طرح سئوال وموضوعی درسایت تیلاردر(بحث آزاد) افتادم که در زمینه (به نظر شما راهکارهای افزایش توان فنی گروه چیست؟) که نظرات مختلفی داده شده بود. در آن مبحث نظر کوتاهی درباره آن موضوع که خلاصه آن را می آورم داده ام : …اول- بستگی به فعالیت گروه در کوهنوردی دارد… (منظورکلیت وخردجمعی آن )…دوم- …بایدعلاقه ونگاه مسئولین … تا نیازیا ابزار کارشان را درعرصه ای چون آموزش…بدست آورند. … گروهی در سال ۱۳۷۷ تاسیس می شود وبعنوان یکی ازبزرگترین گروه نام برده می شود – شما چند عضو فعال ورسمی دارید؟ دیگر اینکه درباره تاثیر گذاریها می گویید – سطح تاثیر گذاری شما از نظر تخصصی (نه عامیانه) چقدر بوده وچند نمونه عنوان می کنید؟ درباره کوهنوردی به مثابه اجتماعی ترین ورزش، بیشتر توضیح دهید ؟یا یکی از ورزشهای اجتماعی!اشکال قابل نمود حد و اندازه اشاعه ورزش کوهنوردی را با چه دست آوردی قیاس می کنید؟ درباره اشتباهات استراتژیک این ورزش مربوط به گروه خود(به مثابه درس) بیشرگفته وانعکاس دهید؟ …در راه تکامل وپر مخاطب ترین گروه کوهنوردی آورده… – درسطح کجا؟ …تدوین وبررسی همه مسائل وبرنامه ها شورایی است … درآن شورا نگاه ها چه چشم اندازی را ازمنظر کوهنوردی به تصویر می کشد؟ …سه شیوه اجرایی برنامه های کوهنوردی کدام شیوه است وبازده آن چقدر بوده ؟رضایت بخش است؟ درباره اتفاق تلخ پاییز (مهرماه)۷۷درصعود به درفک- بررسی موشکافانه که از طرف گروه انجام شد- مختصری ازنتایج آن نوشته شود ؟… درباره سرمشق بودن دوستان وهمنوردان(حادثه دیده) از نظر شیوه زندگی …که نمی گذریم ، اما در زمینه کوهنوردی به عنوان اخص کلمه وتکنیک در چه سطحی اشتهار داشتند وچقدر ایمنی وابزار وشرایط را برای صعود واجرای برنامه می سنجیدند!؟ وگروه چقدرمی سنجد ؟ درقسمت دیگر، صعودهای یادبود سالانه وحضور چند صدنفره را از زاویه فرهنگ کوهنوردی می سنجید؟یا از زاویه وخصوصیات اخلاقی و…آنان؟ ویا تواما” ؟ ضمن اینکه ادامه نیافتن داوطلبانه صعودهای یادبود در غالب گروههای چند صد نفره را چگونه ارزیابی می کنید؟ در قسمتی دیگر گفته می شود که اعضای گروه در طول سالها …برنامه های کوه را درکیفیتی مطلوب نگاه داشته- سوال این است که چرا در کیفیتی مطلوب نگاه داشته شده و ادامه نیافته وآیا درخدمت اهداف کوهنوردی… قرارگرفته؟ در اینجا به این موضوع نیز اشاره می شودکه گفته شده:عناصری ازگروه علاوه بر فعالیت درگروه در نهادهای دیگر ازجمله هیئت کوهنوردی…وکانون کوهنوردی …نیزبه فعالیت می پردازند ،آیا فعالیت درخود گروه ومسلح کردن آن به امر آموزش درزمینه کوهنوردی وقطبی کارآزموده کردن در گروه نمی انجامید؟و آیا این به معنی عدم ارضاء فعالیت درسطح بالاتر( کوهنوردی) برای اعضاء ودوستداران نبوده است؟در زمینه برنامه های فرهنگی با توجه به فرهنگ وفرهنگ بومی می تواند درکنار دیگر برنامه های گروه قرار داشته باشد. تا برای جذب علاقمندان وجذابیت برنامه که نیاز به وقت های اختصاصی وهمینطور مهیا بودن شرایط آن است، امری دلپذیر خواهد بود. اما بدین معنی نباید باشد که ما را بعنوان گروهی فرهنگی بشمار آورند.- زیرا کوهستان وکوهنوردی ابتداعا”ابزارهای فنی وآموزشی خویش را طلب می کند سپس با درجات کمتر ودرزیر مجموعه ای عوامل دیگر را باید درنظر داشت…_ بدین ترتیب جای بسی شادمانیست که گروهی یا تعدادی توانسته اند راهی کوه وکوهنوردی… شوند وحداقل کاری گروهی را طرح ودرآن اجتماع کنند ودر صدد سامان دهی امور به صورت جمعی برآیند وبرای حفظ وشناساندن…طبیعت با بولتن ومشاوره ومجمع وسایت وکمیته تدارکات ومالی ودبیرو حضور وغیره ،برآیند. درانتها درباره تدارکات غذایی وحتی شب مانی باید گفت که اگرچه طبق نوشته،این امور به صورت گروهی انجام می گرفت وکمیته تدارکات ومالی گروه به این واسطه در شمار پرکارترین کمیته ها محسوب می شدند- نگارنده(تحلیل…) عدم اجرای آن را در نبودن تقسیم کار خوب ومدیریت پیگیر واعضاء می داند – با توجه به این امر تغییر این شیوه (تغییرکرده یا حذف شده ؟)(انجام تدارکات غذایی وشب مانی)- که پس از ۱۰ سال صورت گرفته ،دست آورد این شیوه جدید جایگزین را چگونه می بیند؟هرچند که نگارنده (تحلیل…)تاکید کرده که (البته هنوز انجام تدارکات غذایی در برنامه های بیش از یک روز برعهده کمیته فعال تدارکات ومالی است…!).
    پیروز و سربلند باشید.

  3. درود و سلامی بی پایان بر تمام دوستان و کوهنوردان پرتلاش تیلار
    سربلندی و پیروزی را برای گروه بزرگ تیلار آرزومندم.گروهی که دغدغه های کوهنوردی را نه فقط به مثابه یک ورزش بلکه به عنوان یک روش زندگی در خود دارد.گروهی که الگویی مناسب برای تمام گروههای گیلان بوده و خواهد بود.امیدوارم تمام گروههای کوهنوردی نیز روزی به مانند تیلار به این رشد و خودباوری برسند که میتوانند همچون تیلار به این رشته محجور ولی پر طرفدار کوهنوردی باری دیگر عزت و سربلندی هدیه نمایند.
    دوستدار شما
    سینا راد
    گروه کوهنوردی دامون بندرانزلی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *