خانه > قلم همنورد > “ستاره های درفک”

“ستاره های درفک”

یه عطر غریبی تو هوای درفک هست؛ عطر آب و خاک ، آتیش و باد؛ عطر زندگی.
وقتی نسیمش تو گوشت نجوا می کند: آخرین جمله ی هادی رو زنده باد زندگی یا فریادهای فرخنده رو زنده باد گروه یا همنوایی کبرا رو در همنوردی و بعدش قدم به قدم واست ترانه برگ خزان رو با صدای بهروز می خونه اون موقع است که یاد چهار ستاره مدال می شه رو سینه ات ، دلت رو گرم می کنه و حتی تو گام به گام فراز و نشیب زندگیت خاطره به خاطره اون شب و روزهای زندگیشون رو مرور می کنی و دلت قرص میشه که بی مرگی فقط مال ستاره هاست….
این جوریه که تو تاریکی عمیق زمانه باور داری که تو کولاک و برف و بوران هم چهار ستاره می درخشن و هیچ وقت و هرگز فراموش نمی شن…
شبای درفک دوست داری بشینی واسه همه تعریف کنی اونشب چطور گذشت مخصوصا واسه اونایی که تعجب می کنند از درخشش ستاره های درفک حتی پس از تندباد و کولاک و برف، بعد ۱۹ سال….
صبح فردای حادثه یهو آفتاب در اومد، خورشید انگاری هیچی حالیش نبود، آخه ستاره ها فقط پشت نورش قایم شده بودن ، می دونست همیشه و همیشه قراره تو آسمون درفک بمونند و چشمک بزنند…
اما ما خیلی اشک ریختیم وغصه خوردیم. تلخ و سخته واسمون یادآوری اون شبی که ستاره ها ازمون دور شدند.آخه همون وقت بود که فهمیدیم گرمای وجودشون دیگه در آغوشمون نمی گیره. تمام تقلا و تلاشمون، فریادها و ناله هامون نتونست رو زمین پایبندشون کنه. خودشون رو پل کردن مثل همه دوران زندگیشون تا بقیه رد شن اما ای کاش تاب می آوردن و این قدر دور نمی شدن فقط نور نمی شدن….
چقدر دلتنگیم واسه شور و شعف بهروز تو کوه همراه با ترانه خوانی هاش؛ زندگی پرتلاش و رنجش و بحث و جدل هاش واسه آرمان های انسانیش.
چقدر بی تابیم واسه یک لحظه دوباره بودن با کبری تا با نوش مهرش راهی بشیم واسه رو در رویی با بی مهری ها و خشونت ها
چقدر جای فرخنده خالیه در کش و قوس زمانه ای که هرکس سر در گریبان گرفتاری های خودش فرو برده و غمخواری واسه کسی افسانه فراموش شده ایه.
و امان از نبود هادی تا نیشتر و رنج و عذاب روزگاران رو با شیرینی طنزی واگویه کنه که هم مرهمی باشه و هم راهی مون کنه که در جستجوی چاره ای باشیم برای مقابله با زخم های روزگار جفاپیشه
دوست داریم همه اش از چهارستاره درفک حرف بزنیم . هم دلمون سبک شه و هم بهتر بفهمیم چرا هر ساله می آیم تا زمین و آسمون درفک رو ببینیم. اما نه نمیشه در کلام و کلمه جا داد بودن و شدن اونارو .
هر کدوم از ما شاید درخشش ستاره های زیادی رو تو آسمان شبانه یاد و خاطره ذهنمان به تماشا نشسته باشیم اما ستاره های درفکند که واسه خیلی از ماها و حتی واسه همراهان آینده درفک درخشش همیشگی ایثار، فداکاری ، مهربانی، امید و پایداری هستند… وای چه عطر غریبی داره هوای درفک…..

(نسرین اسرافیلیان / شهریور ۹۶)

Categories: قلم همنورد Tags: