خانه > قلم همنورد > “ماسوله و حکایت کوهنوردی ما”

“ماسوله و حکایت کوهنوردی ما”

(شاه معلم بلندترین کوه منطقه ماسوله از ییلاق خلیل دشت)

با سلام و ارادت خدمت همنوردان عزیز –
  (متن زیر در زمستان دو یا سه سال قبل نوشته شده بود که شاید طرح آن درحال حاضر خالی از فایده نباشد و البته پذیرای نقد و نظر دوستان و همنوردان عزیز در مورد موضوع مطرح شده در آن هستم ).

” یکی دو ماه هست که تمام جمعه ها اگر گروه برنامه نداشته باشد ، سری به کوههای اطراف و بخصوص ماسوله می زنم و در این کوه رفتن های هفتگی به یکی از قطب های کوهنوردی استان ، شاهد مسایل جالب و گاهن عجیب و غریبی هستم . به جرات می توان گفت در این چله زمستان فرق زیادی هم نمی کند که هوا صاف باشد یا بارانی و برفی ، آرام باشد یا همراه با باد شدید . از حوالی ۵ صبح تا ظهر هر جمعه ، این شهرک تاریخی شاهد حضور دسته های کوچک و بزرگ مردمانی است که به قصد صعود از ارتفاعات اطراف آن تا قله های ریز و درشت منطقه ، در پارکینگ پایین یا بالای شهرک از مرکب های خود پیاده شده و به سمت بالا شروع به حرکت می کنند . چیزی شبیه به عباس آباد همدان یا شاید دربند تهران و از این بابت باید خیلی خوشحال بود که درصد قابل توجهی از مردم فارغ از جنسیت و سن و سال تصمیم گرفتند برای رهایی موقتی از مصایب و مشکلات متعدد زندگی و همچنین انجام یک ورزش مفرح ، کوه پیمایی و یا کوهنوردی را انتخاب نمایند واز حضور در طبیعت کوهستان و استفاده از مناظر زیبای طبیعی و هوای آن لذت ببرند و البته که این حق طبیعی هر کسی هست .
نکته قابل تامل و شاید تاسف بار، دیدن چند صد نفر و شاید هم بیش از یک هزار نفر کوه پیما در طول یک روز جمعه زمستانی در ماسوله و ارتفاعات اطرافش هست که از این تعداد حتی ده نفرهم پس از یک دوره پنج یا ده ساله به یک کوهنورد قابل و جدی تبدیل نمی شوند . کشش و انگیزه نوشیدن یک چای و کشیدن قلیان در للندیز یا کوه روبار بسیار بیشتر از کشش صعود به قله های کله قندی یا لاسه سر از سوی قریب به اتفاق افرادی هست که گام به آن مکان ها می گذارند. در این میان اشتباه گرفتن خیابان ، پارک شهر یا ساحل دریا ، با محیط کوهستان و ورزش کوهنوردی با همه خطراتش از سوی تعداد زیادی از کوهنوردان بخصوص جوان ما خود جای تامل فراوانی دارد . گاهی اوقات هم لباسها بیشتر شبیه رفتن به مهمانی هاست تا ورزش کردن آن هم کوهنوردی . همچنین دیدن بسیاری از “مو سفید کرده ها” ، با کتانی اسپرتکس و یک شلوار گرمکن ساده با یک چوب دست آن هم در فصل زمستان ، خود حکایت غریبی است از داستان کوه و کوهنوردی در استان ما . “انگار اینجا اغلب راهها به کوهنورد نشدن ختم می گردد تا شدنش” .
به نظرم تعداد جمعیت “کوه روها” ی حاضر در مقایسه با ۲۵ سال قبل این استان ، به هیچ عنوان قابل قیاس نیست و تفاوتش از اختلاف شیرینی شکر “مازندران با “هندوستان” هم بیشتر است . اما با کمال حیرت باید گفت آیا نصف این تفاوت فاحش در تعداد یا کمیت را می توان در کیفیت کوهنوردی این دیار در مقایسه با دو یا سه دهه اخیر دید ؟! . یعنی واقعن با یک حساب “سر انگشتی” تعداد افراد واقعن کوهنورد به نسبت دو دهه قبل حداقل دو برابر شده است ؟! مثلن اگر نبود دستاوردها و پیشرفت ساخت وسایل ورزش کوهنوردی ، انگشت شماران امروزی صعود یک روزه شاه معلم در زمستان وجود داشتند ؟ یا نه به مانند همان ۳۰ سال قبل برای این کوه حتمن یک برنامه دو روزه تدارک دیده میشد. اگر چه در سالهای اخیر مسافت صعود به شاه معلم هم به دلایل علمی (؟!) و از برکت وجود جاده گویا کوتاه تر شده و از بالای “خارند” شروع میشود و نه از ماسوله !! .
پر واضح است از طرح منتقدانه موضوع فوق انتظار پیشرفت یا رشد خیال بافانه در این ورزش را برای دیارمان ندارم . چرا که دست یابی به هر پیشرفتی ، ابتدا به بروز زمینه هایش بستگی دارد که متاسفانه زمینه های عدم پیشرفت ورزش کوهنوردی در این دیار بسیار متنوع بوده و جان سختی عجیبی از خود نشان می دهند . گاهی اوقات اینجا و آنجا ، دلایلی از قبیل اقلیم گیلان و وضعیت نامناسب اقتصادی مطرح می شود که به نظرم هیچ کدام از آنها عامل تعیین کننده در این موضوع نیست . در بحث جغرافیا و اقلیم استان علیرغم اینکه هنوز بسیاری از مردم ، گیلان را به دریا و جلگه هایش می شناسند ، اما طبق آخرین نقشه های جغرافیایی ۶۰ درصد از کل مساحت گیلان در میان کوهها و ارتفاعات قرار دارد و گیلان دارای بیش از ۶۰۰ کوه شناخته شده است که در میان شان بالغ بر ۲۰ کوه بالای ۳۰۰۰ متر وجود دارد که از این نظر در مقایسه با بسیاری از استانهای کشور و حتی برخی کشورهای صاحب نام در عرصه کوهنوردی هم به نوعی جلوتریم .
در بحث شرایط اقتصادی هم به نظر نمی رسد به طورعموم یک کوهنورد گیلانی مثلن در مقایسه با یک همنورد زنجانی ، همدانی یا قزوینی با معیشت دشوارتری روبرو باشد یا مشکلات اقتصادی زندگی وی بیشتر یا متمایز از سایر همنوردان در کشور باشد.
به نظرمن ، اصلی ترین عامل در عدم توازن و رشد کیفی ورزش کوهنوردی دراستان ما ، نشات گرفته از نگاه ، شیوه و عملکرد بسیاری از ما گیلانیها در زندگی است که به شدت متاثر از ویژه گیهای رفتاری جوامع انسانی موجود در آن مطابق با محیط زیست ما می باشد . شیوه ای که جدی نگرفتن و منفعلانه برخورد نمودن حتی در عرصه ورزشی به مانند کوهنوردی نیز در آن رسوخ نموده است . در کنار این عامل اصلی ، میتوان به عدم کارآیی واقعی و پرداختن به حواشی کوهنوردی به جای اصل آن از سوی بزرگترین متولی ورزش کوهنوردی یعنی هیات استان در بسیاری از سالها نیز اشاره نمود . همچنین اعتقاد دارم نگاه غیر تخصصی و غیر فنی تعداد قابل توجهی از پیش کسوتان عزیز و زحمتکش کوهنوردی در استان مان در عدم رشد کیفی کوهنوردی دیارمان بی تاثیر نبوده است .
در پایان ذکر دو نکته ضروریست : اول اینکه خود من نیز مستثنی از انتقاد مطرح شده در متن نیستم . وقتی فکر می کنم پس از حداقل دو دهه فعالیت عملی و مستقیم در این ورزش هنوز نتوانستم بیش از سه دوره کارآموزی رسمی از میان دوره های موجود در این ورزش را طی کنم ، بدون تعارف در شمار همان جمعیت بالای کوه روها قرار دارم .
و دوم : در خلال این سالها مربیان ، پیش کسوتان و افراد صاحب فن در عرصه کوهنوردی استان ما در میان گروهها و نهادهای مرتبط با کوهنوردی ، زحمات زیادی کشیدند و افراد متعددی را پرورش دادند و همچنین در میان هیات های کوهنوردی استان بودند انسانهای شریف و زحمت کشی که دغدغه اصلی شان بدون هیچ چشمداشتی ، تنها رشد کوهنوردی بود و در این سالها چه مصایبی که ندیدند و چه زحمتها که نکشیدند ” .

با آرزوی موفقیت های روز افزون / مسعود سلیم پور

Categories: قلم همنورد Tags:
  1. شیرین زارع
    ۳۱ مرداد ۱۳۹۶ در ۱۱:۴۳ | #1

    با سلام
    نقد بسیار عالی بود . شما یکی از پیش کسوتان بسیار پر تلاش در عرصه کوهنوردی هستین و خیلی بهتر از ما که از نوجوانی شمارو به عنوان یک کوهنورد با تجربه دیدیم و میشناسیم واقف به مشکلات کوهنوردی گیلان هستین منتها متاسفانه شما و دیگر پیشکسوتان بیشتر مواقع مشکل را مطرح میکنین اما در ادامه نقدتان راه حلی برای حل مشکل بیان نمیکنین . شما شناخت بیشتری درباره کوهنوردان بی حاشیه پیشکسوت دارین و با کوهنوردان جوان بی حاشیه هم درارتباط هستین ، فکر میکنم حالا که رییس هیات کوهنوردی گیلان از جامعه کوهنوردی انتخاب شده باید با همت والای شما پیش کسوتان محترم و جوان های کوهنورد در کنار هم راه حل های خوبی برای حل این مشکلات پیدا کنیم .

  1. بدون بازتاب